شب
شب می رسد
بدون وهم و وسوسه
بدون فريبی
امنيتی بر عاشق دل شکسته
آغوش می گشايد
مي نالد تا بشکنی
می گريد تا پاک شوی
می ميرد تا بشکفی
می لرزد تا
فاجعه ای شودبرای تو
شايد که
ناله کني
گريه کنی
و بميری
(۱۲/۱۲/ ۸۴ ساعت ۲ نيمه شب- پل خواجو)
Tel:0311-3314421
شب می رسد
بدون وهم و وسوسه
بدون فريبی
امنيتی بر عاشق دل شکسته
آغوش می گشايد
مي نالد تا بشکنی
می گريد تا پاک شوی
می ميرد تا بشکفی
می لرزد تا
فاجعه ای شودبرای تو
شايد که
ناله کني
گريه کنی
و بميری
(۱۲/۱۲/ ۸۴ ساعت ۲ نيمه شب- پل خواجو)
تروريسم محصول ضروری آن چيزی است که ما آن راانکار قرارداد اجتماعی-نمادين خوانده ايم وهمچنين نيروگذاری متقابل اين انکار است به منزله تنها وسيله دفاع از خود در مبارزه ای برای حفظ يک هويت.اين مکانيسم پارانويايی پايه و بنيان هر تعهد سياسی است و می تواند نگرشهای متفاوت تمدن گستری را سبب گردد, بدان معنا که اين نگرش ها, زمينه را برای جذب دوباره و کم وبيش انعطاف پذير خشونت ومرگ فراهم می آورد
اما هنگامی که يک فرد بيرحمانه از اين رکن اجتماعی-نمادين محروم می شود, هنگامی که به طور مثال زنی احساس می کند زندگی عاطفی اش در مقام زن و شرايط زندگی اش به منزله موجودی اجتماعی بيرحمانه از سوی سخن يا قدرتی حاکم(از خانواده گرفته تا نهادهای اجتماعی) مورد بی اعتنايی قرار می گيرد, می تواند از طريق نيروگذاری متقابل اين خشونت تحميل شده, خود را به عامل « تحت تصرف» اين خشونت مبدل سازد تا بدان ترتيب به مبارزه با آن چيزی بپردازد که در حکم محروميت تجربه کرده است. او اين مبارزه را با سلاح هايی آغاز می کند که گر چه به نظرنامناسب می آيند امادرمقايسه با رنج دروني, يا به بيان دقيق تر رنج خودشيفته ای که اين سلاح ها از آن ريشه می گيرند, چندان نامناسب نيستند
اين خشونت تروريستی که لزوما با رژيم های بورژوادمکراتيک حاکم در ضديت قرار دارد؛ نظامی را به منزله برنامه آزاديبخش ارائه می دهد که از نظامی که با آن به مبارزه برخاسته است به مراتب سرکوبگرتر و قربانی خواه تر است
«ژوليا کريستوا»
يك سنگ قبر